درميان بيش از صد نوع شيوه‌ٴ غيبگويي كلاسيك‌، خوابگزاري طبيعي‌ترين و رايج‌ترين آنها بود. مي‌توان تصور كرد كه تعبير خواب هميشه و در همه‌جا صورت مي‌گرفت‌. اشارات بدان در ادبيات همه‌ٴ ملت‌هاي جهان و در قصه‌هاي عاميانه ديده مي‌شود. روايات كهن غربي ابداع آن را به ملل بين‌النهرين و مصر نسبت مي‌دهند. يك كتاب خوابگزاري مربوط به سلسله‌ٴ دوازدهم‌ (حدود 1790ـ2000 ق م‌)، توسط گاردينر منتشر شده‌است (لندن 1935؛ ايسيس 25، 476ـ478). خواب‌نامه‌هاي مختلف زيادي از يوناني‌، عربي‌، لاتيني در اين مقدمه معرفي‌ شده‌اند. درمورد منشأ شرقي خوابگزاري‌، تصور مي‌شود قديمي‌ترين خواب‌نامه را دانيال نبي‌ براي بخت‌النصر نوشته‌است و نخستين خواب‌نامه‌ٴ چاپي به‌نام خوابگزاري دانيال‌، اول بار، در سال 1475 در رم منتشر شد و تا پايان قرن‌، بالغ بر 39 چاپ از آن صورت گرفت‌.
نوع ديگري از غيبگويي كه در گذشته‌، رواج فراواني يافت و هنوز در ميان قشرهاي بي‌سواد و كم‌اطلاع مردم شايع است‌، علم فراست يا قيافه‌شناسي است‌. آثار فراواني به يوناني‌، لاتيني‌، عربي و غيره در اين باره وجود دارد.  ¿ يادداشت مربوط به آثار جعلي ارسطو (مقدمه 1، كتاب‌نامه‌)، پولمون لاذقي (دوم‌ـ1)، آپوليوس (دوم‌ـ2)، آدامانتيوس (چهارم‌ـ1سرّالاسرار(نهم‌ـ1)، رازي (نهم‌ـ 2)، ژيل كوربي (دوازدهم‌ـ2)، مايكل اسكات (سيزدهم‌ـ1)، بارتولوميوي مسينايي (سيزدهم‌ـ2)، آثار جعلي آلبرت كبير (مقدمه 2، كتاب‌نامه‌)، آلدوبراندينوي سي‌ينايي (سيزدهم‌ـ2) و در جلد حاضر فهرست‌.1
جالب است كه قيافه‌شناسي (علم فراست‌) به‌تدريج و تقريباً به‌طور كامل به‌دست‌ها محدود شد (كف‌بيني‌). آثار مربوط به كف‌بيني بسيار زياد است‌. تنها در زمينه‌ٴ كتاب‌هاي چاپ سده‌ٴ پانزدهم‌، شايد قديمي‌ترين آنها چاپ باسمه‌اي‌2، چاپ اوگسبورگ در سال 1478، يا پس از آن بود3.
چاپ عكسي آن (46 ورق‌) در سال 1926، در مونيخ انتشار يافت‌. كف‌بيني ديگري در سال1481، اول بار در ونيز منتشر شد؛ كه 10 چاپ لاتيني و 2 چاپ ايتاليايي سده‌ٴ پانزدهم‌، از آن‌ دردست است‌. كف‌بيني ارسطو (اولم 1490) را هم مي‌توان به اينها افزود. فهرست كلبس از 14 كف‌بيني چاپ سده‌ٴ پانزدهم نام مي‌برد (شماره‌هاي 86، 272، 499)، كه تعداد خيلي بيشتري را هم مي‌توان بدان‌ها افزود.


1. سنّت عربي اخيراً مورد پژوهش قرار گرفته است‌:

Yousef  Mourad,  La physiognomonie arabe et le Kitab al-firāsa de Fakhr al-din al-Rāzi (XII-2), 252.
p., Paris 1939; Isis no 33, pp. 248-249.
2. Johann Hartlieb ,Die Kunst Chiromantia.

3. يوهان هارتليب‌، پزشك آلبرت سوم‌، دوك باواريا ـ مونيخ بود و براي همسر او كتابي در آيين كف‌بيني نوشت (1488). او در 1471ـ1474 درگذشت‌.p. 97-99, 1908 )Sudhoff)  .